غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
461
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
روز بروز آثار اقتدار سپاه نصرت شعار و امارات عجز و اضطرار مصر و اتباع او بيشتر مىگشت و مصر دو سه نوبت ديگر پسر و مادر و بعضى از امرا و نواب خود را بيرون فرستاد و التماس امان و مراجعت موكب ظفرنشان نمود اما به جائى نرسيد و بالاخره مهم بدانجا انجاميد كه مردم او از غايت بيچارگى خود را از از ديوار قلعه انداختند و خاك درگاه عالمپناه را توتياى ديده اميد ميساختند مصر چون حال بر آن منوال ديد روز شنبه دوم شوال سال مذكور شمشير بر دست و كفن بر گردن از قلعه بدر آمد و التجا باميرزاده محمد سلطان كرده روى عجز بر خاك نهاد و التماس نمود كه خون او را از صاحبقران مظفر لوا درخواست نمايد شاهزاده مصر را استمالت داده ببارگاه سپهر اشتباه برد و توقع نمود كه غايت عاطفت پادشاهانه گناه او را بعفو و اغماض مقابل سازد و امير تيمور گوركان خون مصر را بشاهزاده بخشيد اما همدران و لا حكم همايون صدور يافت كه او را در صحبت سلطان عيسى حاكم ماردين كه مقيد بود بسلطانيه برند و عيسى را در آن قلعه محبوس داشته مصر را به سمرقند فرستند و فرمان بران بر آن موجب عمل نمودند . ذكر بعضى از وقايع آن ايام و بازآمدن سلطان احمد جلاير بدار السلام صاحبقران گردون احتشام چون از فتح او نيك بازپرداخت آنقلعه را بامير اتلمش سپرده روز پنجشنبه هفتم شوال رايت مراجعت مرتفع ساخت و روز جمعه هشتم امير حاجى سيف الدين از سمرقند رسيده بشرف بساط بوسى فايز گرديد و همدران ايام طهرتن بانواع نوازش و انعام مخصوص گشته و يرليغ موشح بالتمغا همايون حاصل نموده روى باولكاء خويش آورد و مقارن آنحال امير با يزيد حاكم قلعه آيدين به خدمت خسرو روى زمين رسيد و آنحضرت او را بصنوف مواهب و عطايا خوشدل گردانيد و ولايت آيدين را بوى بخشيد آنگاه صاحبقران دين پناه بگرجستان شتافته در آن مملكت لشگريان نصرت نشان هرجا كه با اهل كفر و انكار دوچار مىخوردند پيكار ميكردند و مراسم قتل و غارت بجاى مىآوردند و بدستور معهود در آنسفر فتوحات ارجمند و سعادات برومند روى مينمود از جمله آنكه در روز سه شنبه 26 ماه مذكور وهاب شكور در منزل قارص اميرزاده شاهرخ را ولدى سعادت انتما كرامت فرمود اين بشارت بمسامع عليه امير تيمور گوركان رسيده به غايت مبتهج و مسرور گرديد و مدت بيست و يك روز در آن منزل فيروز بعيش و سور و جشن و سرور گذرانيده آن مولود عاقبت محمود را بابراهيم سلطان موسوم گردانيد و بعد از آن از قارص كوچ فرموده مينك گول محل نزول قيتول همايون گشت و در روز سهشنبه سيزدهم ذيقعده از مينكگول به حركت درآمده بر سر عقبه نزول اجلال واقع شد و در روز جمعه